با سیامک عباسی از محتوای موسیقی امروز تا جدیدترین فعالیت هایش…

با سیامک عباسی از محتوای موسیقی امروز تا جدیدترین فعالیت هایش…

/ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۲/۲۳
اخبار کنسرت
۲۰K

با خواننده ای به گفت و گو نشسته ایم که پس از هفت سال به طور رسمی به صحنه موسیقی کشور راه یافت و هنوز زمان زیادی از ورودش نگذشته بود که قطعات و کنسرت هایش مورد استقبال خوبی از جانب مخاطبان موسیقی پاپ کشور قرار گرفت. خواننده مولفی که این روز ها بر روی قطعاتی تازه تر و دومین آلبوم موسیقیایی اش کار می کند. دغدغه اش بالاتر بردن کیفیت کارهایش است و برای گوش مخاطبانش ارزش بسیاری قائل می شود، چیزی که این روز ها کمتر در فضای موسیقی پاپ شاهد آن هستیم. با سیامک عباسی از محتوای موسیقی امروز تا جدیدترین فعالیت هایش گفت و گویی مفصل داشتیم.

– در سال ۹۵ با «خوشبختیت آرزومه» به طور رسمی وارد بازار موسیقی پاپ شدید، با فاصله کمی به اجرا پرداختید و بازخورد های بسیار خوبی دریافت کردید.‌ علت مورد اقبال قرار گرفتن خوشبختیت آرزومه را چه می دانید؟

مخاطبان من هفت سال است که با صدای من آشنا هستند و فعالیت موسیقیایی من را دنبال می کنند. این آلبوم نیز قطعاتی داشته است که به دل آن ها نشسته و مخاطبان توانسته اند ارتباط خوبی با آن برقرار کنند. از طرفى پس از هفت سال بود که کنسرت من برای اولین بار برگزار می شد و در آن قرار بود از چهره ام رونمایی کنم. اگر تمامی این ها را کنار هم قرار دهیم دلایل منطقی علت مورد استقبال قرار گرفتن، شکل می‌گیرد.

– چرا خوشبختیت آرزومه قطعه برگزیده آلبوم شد و آلبوم نیز همین نام را گرفت؟

مخاطبان من دوره ای از زندگی شان را با قطعه خوشبختیت آرزومه گذرانده اند، برای شان یک حس نوستالژیک دارد و با آن خاطره دارند. از طرف دیگر، در این قطعه آرزوی خوشبختی مى شود و در آن حس مثبتى وجود دارد. این انرژی مثبت روی ناخودآگاه شنونده تاثیر می گذارد. شاید یکی از دلایل علاقه مردم به خوشبختیت آرزومه همین موضوع باشد.

– چند ماهی از حضورتان روی صحنه نگذشته بود که برای اولین بار در جشنواره فجر اجرا کردید. از تجربه حضور در جشنواره بگویید.

اجرای جشنواره فجر با اجرای کنسرت های عادی تفاوت چندانی نداشت. به جشنواره فجر دعوت شدیم و مانند همیشه و با همان کیفیت کنسرت هاى خودمان به اجرا پرداختیم. این موضوع برای من اتفاق متفاوتی نبود، این را نه یک موفقیت می دانم و نه یک شکست.

– سیامک عباسی از دیده شدن چهره اش راضی است؟ به هر حال شهرت معایب و محدودیت هایی دارد. می توانستید با توجه به این که از ابتدا چهره تان دیده نشده بود، همان طور ادامه دهید.

شهرت معایب و مزایای خودش را دارد؛ ولی اگر در کشور ما خیلی چیز ها از جمله فرهنگ متفاوت بود، ترجیح می دادم همان طور بدون دیده شدن چهره ام به مسیر هنری ام ادامه بدهم. شاید در حال حاضر و در جامعه ما اگر چهره یک خواننده مشخص نباشد، مردم کنسرت را نپذیرند و نشود فعالیت رسمی داشت. این محدودیت ها باعث شد تا من به طور اجتناب ناپذیر روی صحنه بیایم و متعاقباً دیده شوم. البته الان از وضعیت زندگی هنری ام ناراضی نیستم، آن دوران یک بخشى از زندگی هنری من بود و این دوران یک بخش دیگر است. این دوره ى جدید هم جذابیت ها و به بالاتبع معایب و دردسرهای خودش را دارد. سعی دارم من نیز مانند تمام خوانندگان دیگر که با این مسیر آشنا هستند، خودم را با آن وفق دهم.

– پس فضای زندگی هنری و آثارتان پس از رونمایی چهره و برگزاری کنسرت دستخوش تغییرات مهمی شد؟

از نظر محتوایی آثارم تغییری نداشت، چون پس از رونمایی، در ذهن من تغییری ایجاد نشده است که بخواهد محتواى آثارم را تحت تأثیر قرار دهد. اما از نظر اجرایی بله. من از لفافه و‌ پیله ای که دور خودم تنیده بودم بیرون آمدم و نحوه ارائه ى آثارم کمى متفاوت شده است.

– ‌به عنوان یک خواننده مولف در موسیقی پاپ فعالیت می کنید. مولف بودن چه مزیتی دارد؟

مولف بودن مزیت های بسیاری دارد. سبک کارتان منحصر به خودتان می ماند، آثارتان با طعم دستپخت خودتان شکل مى گیرد، کارتان به کار دیگر هنرمندان شبیه نمی شود، به کسی نیازمند نیستید و کارتان هیچ وقت گیر نمی کند. خودتان هستید و قلم و ساز. می توانید بنویسید، بسازید و کار را منتشر کنید. از طرف دیگر می توانید در آثارتان دنیای شخصی خودتان را منعکس کنید. هستند هنرمندانى که شعری را می خوانند که هیچ شباهتی به شخصیت خودشان ندارد و به صرف این که فلان ترانه سرا آن را نوشته و به آن ها پیشنهاد شده و یا مبلغی در ازاى اجرایش دریافت می کنند، آن کار را می خوانند. انعکاسی از شخصیت خودشان نیست، فقط می خوانند. اگر مولف باشید دقیقا می دانید چه می خوانید، چون اثر از وجود خودتان نشأت گرفته است. چیزی را می نویسید که به آن اعتقاد دارید. آثار یک هنرمند مؤلف، شخصیت هنری او را با خلوص بیشتری به مخاطب نشان می دهد، برای من این موضوع خیلی ارزشمند است.

– طبق نظر شما خوانندگان باید قطعاتی​ را بخوانند که به شخصیت شان نزدیک باشد؟

نه، بایدی وجود ندارد، این بستگی به این دارد که آن هنرمند چه مسیری را برای خودش تعریف کرده باشد.  به طور قطع همه نباید دنیای شخصی خودشان را منتقل کنند. هنرمندانی در جهان هستند که انسان های شادی نیستند اما قطعات شاد و پرانرژى می خوانند تا از این طریق امرار معاش کنند. برعکس این مساله نیز صادق است. به عنوان مثال در کشور ما که به خاطر شرایط جامعه قطعات عاشقانه و عمدتاً غمگین بیشتر مورد استقبال قرار می گیرد، یک هنرمند مى تواند انسان عاشق پیشه ای نباشد اما کارنامه اش پر از قطعات عاشقانه باشد. هیچ بایدی وجود ندارد، بحث فقط بحث سلیقه شخصى و انتخاب است. اما من ترجیح می دهم اگر بخواهم حرفی بزنم آن حرف، حرف خودم باشد. حتی اگر ترانه، سروده شاعر دیگری باشد و من به عنوان آهنگساز یا خواننده بخواهم آن را ارائه کنم باید محتواى ترانه با عقاید و دنیای شخصی من تطابق داشته باشد تا آن را انتخاب کنم، بخوانم و در کارنامه کاری خودم قرار دهم.

– فکر می کنید، انعکاس عقاید و دنیای شخصی در یک اثر تا چه اندازه بر برقراری ارتباط با مخاطب موثر است و خواننده را به مخاطبش نزدیک می کند؟

به طور قطع بسیار موثر است. صدابرداران اعتقاد دارند که میکروفون تنها صدا را ضبط نمی کند. میکروفون تمام احساسات را ضبط می کند. این ناخودآگاه اتفاق می افتد، شاید توجیه عقلانی و علمی نداشته باشد اما تجربه بارها آن را ثابت کرده است. زمانی که تحت تاثیر قطعه ای باشید و آن را اجرا کنید، قطعه بسیار تاثیر گذار می شود و در دل مخاطب هم همان تاثیر را می گذارد. اگر قطعه ای را با غرور بخوانید، مخاطب قطعه را دوست نخواهد داشت چون ضمیر ناخودآگاه اش غرور را می فهمد. اگر قطعه واقعا از دل تان بلند نشده باشد، هرگز بر دل شنونده نمی نشیند. این یک قانون نانوشته است که همه می دانیم و موزیسین ها هم از این قانون مستثنى نیستند.

– بسیاری تصور شان بر این است که اگر سرایش ترانه ها و ساخت ملودی ها بر عهده یک نفر باشد، پس از مدتی کار به تکرار می رسد. چه پاسخی به این افراد می دهید؟

من کاملاً با این نظر مخالفم. ما هنرمندان مولف بسیاری در موسیقی جهان داشتیم که خودشان نوشتند، ساختند، اجرا کردند و در تمام طول عمرشان هم مورد توجه جامعه مخاطب شان بوده اند. به نظر من موسیقی وقتى صنعتی مى شود، تجارى می شود. تعدادی ترانه سرا، آهنگساز، تنظیم کننده، خواننده، کارگردان کلیپ و… در استخدام یک شرکت هستند. آن شرکت استعداد یابی می کند و صدای مورد نظرش را پیدا می کند و برای آن صدا به همه افراد سفارش می دهد. قطعات برای خواننده تولید می شود، او می‌خواند و شنیده می شود. ده سال روی​ بورس است و بعد وقتی دوره این خواننده تمام می شود شرکت می رود سراغ هنرمند دیگری. این شکل سیستم تجاری و صنعتی است. البته این سیستم در کشور ما نیز وجود دارد اما آنقدر صنعتی، حرفه ای و پولساز نیست. اما در سیستم هنری اصلا این طور نیست. به عنوان مثال پل مک کارتنى، یک هنرمند پخته، دنیا دیده و اندیشمند است که خودش می نویسد، می سازد و می خواند. می بینید با این که پنجاه سال است که از فعالیت اش می‌ گذرد، قطعه امروزش را مى شنوید تحت تاثیر قرار می گیرید، همان طور که با شنیدن قطعه پنجاه سال پیش او نیز تحت تاثیر قرار می گیرید. اتفاقا این هنرمندان مولف هستند که تمام نمی شوند. تعداد زیادی از خوانندگان ده سال پیش بسیار مطرح بودند اما امروز ما هیچ خبری از آن ها نداریم. آرتیست ها عوض شدند چون شرکت ها خواستند دوره آن آرتیست تمام شود. چون کنسرت های آن آرتیست دیگر به سختی پر می شد، او را کنار می گذارند و دیگری را می آوردند. آن ها همه چیز را تجاری می بینند.

–  پس موسیقی تجاری تاریخ مصرف تعیین می کند.

دقیقا. من نمی خواهم بگویم ترانه سرایانی که فقط ترانه می نویسند، آهنگسازانی که فقط آهنگ می‌سازند یا به عنوان مثال خوانندگانی که کار ساخت قطعات را خودشان انجام نمی دهند، جز این دسته هستند. اصلا منظورم این نیست. می خواهم بگویم اعتقادی که می‌ گوید مولفان پس از مدتی کارشان تکراری می شود، درست نیست. بر عکس این ماجرا را می‌توان در بازار موسیقی جهان دید. حتی به تازگی در بازار موسیقی خودمان هم این دیده می‌شود. کسانى که خودشان می‌نویسند، می سازند و اجرا می‌کنند، آرتیست های مستقل، کسانی هستند که بسیار موفق می شوند؛ مشروط بر این که کارشان در تمامى زمینه ها استاندارد هاى لازم را داشته باشد.

– ترانه ای که از نظر محتوایی ضعیف است چه آثار مخربی برای شنونده ها به همراه خواهد داشت؟

اگر آن اثر، اثر بی محتوای خوش ساختی باشد ممکن است اثر تخریبی نگذارد، فقط فرصت شنیدن یک قطعه خوب را از مخاطب ‌ بگیرد. من معتقدم تعدادی از آثاری که می شنویم محتوا ندارد، البته قرار هم نیست همه ى آثار محتوا داشته باشند چون کاربرد بعضى از آن ها چیز دیگری است. اشکالی هم ندارد، همیشه قرار نیست فیلم فاخر ببینیم، گاهی لازم است مثلا یک فیلم هیجان انگیز نگاه کنیم، یا یک فیلم نشاط آور و کمدى. موسیقی هم همین‌ طور است. ممکن است این نوع از موسیقی، تخریبی نداشته باشد البته اگر خوش ساخت باشد. اگر خوش ساخت نباشد، به پرداخت و محتوا نیز توجه نشده باشد می‌تواند به طور قطع سلیقه مخاطب را به قهقهرا ببرد. مخاطب پس از مدتی که موسیقی بد گوش می کند، دیگر نمی تواند موسیقی خوب را از بد تمییز دهد. ترانه ای که بتواند باور مردم را تغییر دهد محتوا دارد، ممکن است محتوای​ فاخری نداشته باشد اما محتوا دارد. اگر موسیقی بشنویم که فحواى آن ابتذال آمیز باشد، باید نگران بود.

– تا چه اندازه حال روز جامعه در ترانه های تان تاثیر می گذارد؟

صد در صد. اگر قطعه ای اجتماعی یا عاشقانه بنویسیم، با توجه به این که عشق هم یکی از مصادیق زندگی اجتماعی است و در زندگی انفرادی امکان شکل گیری آن وجود ندارد باز هم قطعه ای اجتماعی نوشتیم و جامعه در آن دخیل است. مباحث عاشقانه امروز با مباحث عاشقانه ى چند سال پیش متفاوت است. سوژه های عاشقانه امروز کاملا به نوع ارتباطات امروز بستگی دارد، همان طور که در گذشته وابسته به ارتباطات آن زمان بوده است. ممکن است هسته اصلی ماجرا مشترک باشد اما انتخاب کلمات، رویکرد و نوع داستانی که روایت می شود به طور حتم متفاوت خواهد بود، آن هم فقط به خاطر اتفاقات جامعه است.

– آلبوم دوم تان در چه مرحله ای است؟ می خواستید قطعات تان را در اروپا و به صورت آنسامبل ضبط کنید.

برنامه به همین صورت خواهد بود. کار ها آماده است. منتظر هستم امتحانات این ترم دانشگاه را بدهم و بعد برای ضبط آلبوم بروم. تمام هماهنگی های لازم هم انجام شده است.

– در این آلبوم نیز ترانه ها و ملودی ها ساخته خودتان است؟

در این آلبوم نیز مانند گذشته سرایش بیشتر ترانه ها و آهنگسازی ها را خودم انجام دادم. در چند قطعه هم ترانه یا ملودی از من نیست.

– این آلبوم در ادامه آن چه خواهد بود که تا کنون از شما شنیده ایم یا با تغییر مسیر مواجه خواهیم شد؟

فکر می کنم که بسیار متفاوت باشد. قاعدتاً محتوا با آن چه پیش از این ارائه کرده ام متفاوت نخواهد بود. اما از نظر اجرایی خیلی متفاوت است و کیفیت کار نیز بسیار تفاوت خواهد داشت. البته این آلبوم تنها آلبومی نیست که در حال تهیه آن هستم. من سعى کردم در یک زمان مدیریت تولید سه-چهار آلبوم را انجام بدهم. هر کدام زودتر آماده شود آن را منتشر می کنم. این آثار یا به صورت آلبوم یا به صورت تک قطعه منتشر می شود. این گونه نیست که بگویم فقط یک آلبوم ارکسترال دارم.

– علت این تغییر تنها برای افزایش کیفیت بوده است؟

بخشی از آن علاقه مندی من است. من از نوجوانی عاشق موسیقی ارکسترال و راک بوده ام. شکوهی که ارکستر کلاسیک دارد برای من بسیار فریبنده است. من موسیقی کلاسیک را دوست دارم و دنبال می کنم. بخش دیگر هم افزایش کیفیت است. من به شدت برای گوش و هوش مخاطبانم احترام قائلم و معتقدم جامعه مخاطب سزاوار این است که بهترین را بشنود. کسی که انتخاب می‌کند آثار ما را بشنود به ما افتخار داده و اعتماد کرده است، پس باید بهترین اثر را بشنود. ممکن است کسی هم دوست داشته باشد موسیقی تجاری گوش کند، دیگر مسئولیت آن بر گردن من نیست اما من در قبال کسى که شنیدن اثرم را انتخاب مى کند احساس مسؤلیت مى کنم. ما قبلا زیرزمینی کار می‌کردیم و محدودیت های زیادی داشتیم، از جمله محدودیت مالی، هنوز هم این محدودیت ها وجود دارد اما من ترجیح می دهم به جای این که هزینه تولید یک اثر را کم کنم و درآمد حاصل از موسیقی را خرج مسائل شخصی ‌کنم، آن را خرج هنر موسیقی کنم. چون چیزی مهم تر از هنر نیست. تنها چیزی که از من به عنوان هنرمند باقی می ماند، آثار من است. اموال من و حتى جسم من پس از تمام شدن زندگى ام باقی نمی ماند، پس باید هر چه دارم در طبق اخلاص بگذارم و ارائه‌ دهم. آثار یک هنرمند ماندگار ترین وجه شخصیتی یک هنرمند است، حیف است که با کیفیت کمی عرضه شود.

– برای ادامه راه  چه قله ای را برای خودتان متصورید؟

ترجیح مى دهم به جاى اینکه در این باره صحبتى بکنم، با عمل آن را نشان بدهم.

– اعتقاد داشتید شنوندگان موسیقی دچار سکون شده اند. در طی این مدت سطح شنیداری مخاطبان چه تغییری کرده است؟

مخاطبان موسیقی بسیار باهوش شده اند و موسیقی بهتری نسبت به گذشته گوش می کنند. با صرف نظر کردن از کسانی که موسیقی تجاری گوش می کنند، احساس می کنم با توجه به سن و سال مخاطبان موسیقی امروز، آن ها بسیار خوب موسیقی گوش می کنند. دهه هفتادی ها بسیار خوب موسیقی گوش می کنند، دهه هشتادی ها آرتیست های بزرگی را دنبال می کنند. این نشان می دهد سلیقه دارند، از موسیقی سر در می آورند و این واقعا خوشحال کننده است. برخلاف تصور موجود آن ها بسیار باهوش و با سلیقه هستند و جلوتر از نسل های گذشته خود قرار دارند. آرتیست های بسیار خوبی از بین آن ها ظهور خواهند کرد. من به  نسل جدید بسیار خوش بین هستم. به واسطه وجود وسایل ارتباط جمعی و گستردگی دسترسى، نسل جدید به منابع خوبی دست پیدا کرده اند. انسان های باهوشی هستند و سلیقه شان را در موسیقی ارتقا داده اند. اوضاع خیلی بهتر شده است و بهتر از این هم خواهد شد. این موضوع، رقابت را برای اهالی موسیقی سخت تر می کند. به خصوص برای کسانی که مدت زمان زیادی تریبون داشته اند، چون هنرمندان نسل جدید یا هنوز خیلى جوان هستند یا هنوز مجوز نگرفته اند. به زودی نسل جدید تریبون را از قدیمى ترها می گیرد. تا بوده همین بوده است.

– قطعه ای با ترانه و ملودی شما اما با صدای خواننده ای دیگر تا کنون نشنیده ایم. از این پس خواهیم شنید؟

چند کار به دیگر هنرمندان واگذار کرده ام، اما فکر نمی کنم امسال منتشر شود. من در واگذاری آثارم بسیار سخت گیرم، چون مى خواهم کارم به بهترین شکل اجرا شود و حیف نشود. خیلى دوست دارم بتوانم در کنار خوانندگى به عنوان یک آهنگساز موفق نیز در عرصه موسیقی حضور داشته باشم، اما به شرطى که همه چیز ایده آل باشد.

– چه قطعاتی از کار های تان را واگذار می‌کنید؟

قطعاتی هستند که می سازم اما در راستای سبک و روش من نیست، ولی خواننده دیگری می تواند بخواند. این به هیچ وجه به درجه کیفی کار برنمی‌ گردد. بعضى تصور مى کنند که آهنگ اگر خوب باشد خب خودش مى خواند، و اگر کارى را به دیگران واگذار مى کند حتماً کار خوبى نبوده است. این تصور در مورد من اصلاً درست نیست، من از کم فروشى و بى مسؤلیتى گریزان هستم. اتفاقاً پیش آمده که بهترین کارهایم را به دیگر خوانندگان واگذار کرده ام. حالا شنیده شدن یا نشدن آن ها دیگر به نحوه اجراى خواننده های شان بستگى دارد. اما از نظر کیفی می دانم سطح کاری که به آن ها داده ام بالا بوده و پیش وجدانم سربلندم که کم فروشى نکرده ام.

– برنامه کنسرت های تان در بهار به چه صورت خواهد بود؟

با توجه به انتخابات پیش رو و رسیدن فصل امتحانات فکر می کنم تنها چند اجرای محدود داشته باشیم. کنسرت اصفهان را پیش رو داریم و بعد از آن هم کنسرت تهران. بعد هم باید به پروژه سفر کاری آلبومم برسم ولی امسال بسیار پرکار خواهم بود.

برچسب‌ها, , ,
نظرات (بدون دیدگاه)