نامه بلندبالای علی رهبری به رسانه ها

نامه بلندبالای علی رهبری به رسانه ها

/ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۱۲
اخبار موسیقی ایران
۱۸K

مخاطب: نامه طولانی “علی رهبری” برای رسانه ها در مورد وضعیت فعلی موسیقی کشور را در ادامه بخوانید:

دوستان عزیزم ،با سلام وادب، این هم اخرین تلاش بنده
اینجانب به خاطر وجدان و حس وظیفه و بدون‌ چشم داشت و با صرفنظر و به خطر انداختن منافع شخصی خود همچنان از سال گذشته از وضعیت موسیقی ٬ برای بهبود آن نقد میکنم.
باید یادآوری کنم که برای بنده هم این امکان به راحتی بود که با چشم پوشی از مشکلات و همکاری با یک گروه خاص که قبلا همگی از دوستان بنده بودنده اند ٬ سکوت اختیار کرده و پست مدیریتی را رها نکرده و در جهت منافع خود ٬ با صرفنظر از استعفا ٬ همچنان به همکاری تن داده ٬ که همانطور که مشاهده کردید٬تن به این کار ندادم.
با سپاس از حمایت و همکاری و تلاش شما برای بهبود وضع نابسامان موسیقی علمی ، موسیقیدانهای ایرانی به ویژه نسل جوان
جناب اقای دکتر حسن روحانی با حسن نیت فراوان در نظر داشتند با افتتاح ارکستر سمفونیک تهران سطحی بالا از فرهنگ ایران را در سطح جهانی به نمایش بگذارند ولی متاسفانه با وجود افراد غیر حرفه ای و نا کارامد این هدف تحقق پیدا نکرد. البته اشتباه بزرگ ایشان استفاده از همان افرادی بود که در دوران آقای خاتمی و احمدی نژاد با سوء استفاده از روابط و سودجویی، جلوی ورود جوانان را گرفته و خواسته و ناخواسته ویرانگر فرهنگ بوده اند. به همین دلیل وضعیت موسیقی در پایان دوران ریاست ایشان با وجود بودجه ای بالاتر ٬ همچنان نابسامان است
همانطور که مشاهده میکنید ٬ ایران در خیلی از زمینه ها مثل سینما و فوتبال با وجود امکانات محدود موفقیتهای بزرگ جهانی و بین المللی کسب کرده که همواره باعث درخشش نام ایران بوده اما در زمینه موسیقی علمی سمفونیک با وجود افراد با استعداد و تحصیلکرده ٬ نه تنها هیچ موفقیتی کسب نکرده بلکه صرفا به علت منافع گروهی سودجو متاسفانه دچار پس رفت هم شده.
این وضع نابسامان در موسیقی و در نتیجه عقب ماندگی واضح ما از کشور همسایه ترکیه ٬ بنده و اغلب دست اندرکاران حرفه ای مستقل را نگران و گاهی خجالت زده نیز میکند
دوستان عزیز، معتقدم که وقتی راه ها و درها به روی کاردانان واقعی بسته و از نادانان و حقه بازها استقبال میشود ، به ویژه در ادارات دولتی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد ٬ ٬این به نوع خود یک خیانت محسوب میشود ٬ خیانت وکلاهبرداری چه از روی منافع شخصی ، منافع گروهی و چه از روی نادانی و یا فریب عمدی
آسیب های یک خیانت فرهنگی و هنری به جامعه که معمولا در کوتاه مدت به سادگی مشهود نخواهد بود٬ برای یک مملکت همانند یک خیانت سیاسی و یا مالی ٬ پر زیان و پر هزینه است.
بنده تایید میکنم که گروهی از زمان اقای خاتمی تا بحال ٬ بنام خدمت به فرهنگ و هنر ٬ از خوش باوری و اعتماد بعضی رسانه ها سو استفاده کرده و با پی بردن به قدرت رسانه ها از راه های مختلف مسولین را گمراه کرده وبا تقسیم کردن امکانات دولت بین دوستان منتخب خود ٬ حق هنرمندان بسیاری را در داخل و خارج از ایران پایمال کرده و ضررهای غیر قابل جبرانی به مملکت ما وارد کرده اند.
قدرت رسانه ها در بازخواست افراد همچنان مثل قوه قضاییه و مجلس است . سوال از معاونت هنری وافراد ذیصلاح در مورد نحوه عملکرد یکساله به هیچ وجه بازخواست جزایی در پی نخواهد داشت. چرا افراد تحصیلکرده و کاردان ایرانی باید از ترس خانه موسیقی و یک گروه مافیایی ٬ در مقابل تمام گرفتاری ها با ترس فراوان سکوت اختیار کنند بخصوص در کشوری که بدون ترس از مسولین سیاسی و مالی هر روز انتقاد میشود
اینجانب بعنوان یک ایرانی وطن دوست، متخصص وحرفه ای٬ مستقل و بی نیاز با سابقه ای بیش از۴۰ سال تجربه در دور دنیا ، بعد از نوشتن چندین نامه سرگشاده اعتراضی و ایجاد آگاهی و هشدار در مورد وضع نابسامان موسیقیدانها ، اهنگسازان ، رهبران و نوازندگان جوان و مشکلات به بار آمده صرفا به دلیل وجود گروهی مافیایی در وزارت فرهنگ و ارشاد که سالهاست باعث جلوگیری و ممانعت از پیشرفت جوانان ایرانی شده تصمیم گرفتم این نامه سرگشاده را که احتمالا اخرین هشدار بنده در این راه خواهد بود خدمت شما مسولین خبری فرهنگی و هنری بنویسم و پیگیری مشکلات حل نشده فرهنگی و هنری را به عهده شما واگذار کنم و از شما تقاضا دارم با طرح سوالاتی همانند، چرا، چطور، چه شد موارد ذیل را پیگیری بفرمایید،.
برای پیگیری مشکلات موسیقی کشور, الزامی به موسیقیدان بودن و یا اشنایی با این حرفه نیست. بنده و چندین موسیقدان دلسوز مملکت خواهشمندیم که اگر امکان انتشار این نامه نیست ، صرفا متن نامه را ملاحظه و به خاطر بسپارید
موارد ذیل را میشود در غالب هفت سوال از اقای وزیر بعنوان مسول اصلی فرهنگ و هنر مطرح کرد
مورد اول ، بی توجهی وزارت ارشاد به وضع نابسامان زندگی و اثار بیش از یکصدو پنجاه اهنگساز ایرانی و در اختیار گذاشتن تمام امکانات فقط برای چند نفر دوستان منتخب
توضیح
در سال ۱۳۹۴ که دوباره مسولیت ومدیریت هنری در ایران را بعهده گرفتم با همکاری شبانه روزی هنرمندان شایسته ای مانند اقایان باربد بیات، بردیا کیارس، و میلاد عمرانلو موفق به ارتباط با بیش از ۲۰۰ اهنگساز ایرانی در داخل و خارج از ایران شدیم که بعد از ماه ها تحقیق و بررسی ٬ بصورت قرعه کشی در حضور خبر نگاران حدود ۱۵۰ اثر را جهت ضبط برای ارسال به بازار جهانی انتخاب کردیم
و این در حالی است که توجه و حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد سالهای سال و با هزینه ای بسیار بالا فقط به فقط به چند نفر اهنگساز بسیار متوسط و مورد لطف گروهی خودی در این وزارتخانه بوده است
ما به همت و فداکاری ده ها نوازنده پر کار و مستعد ایرانی ٬ با ضبط اثاری بین المللی از آهنگسازان بنام دنیا همانند چایکوفسکی ، دوژاک، و بتهوون، نظر مثبت شرکت ناکسوس ٬ مشهور ترین کمپانی نشر موسیقی در جهان را کسب کردیم و در مدتی بسیار کوتاه ۱۶ اثر ایرانی را برای فرستادن به اروپا ضبط کردیم.
حال سوال اینجاست که چرا و چه شد که متوقف شد
چرا وزارت فرهنگ و ارشاد مایل به پیگیری این موضوع بسیار مهم که برای وجهه فرهنگی ایران چهره ای جهانی ایجاد میکرد نشد ؟ و اثار این اهنگسازان بایگانی شدند ٬ ایا دلیلش نمیتواند این باشد که بر حسب اتفاق نام هیچکدام از این اهنگسازان ایرانی جزو دوستان و گروه مافیایی در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد نبودند ؟
مورد دوم، عدم پیگیری وزارت ارشاد به دعوت نامه کشور اتریش برای افتتاح یک جشنواره بین المللی در اتریش که میتوانست برای وجهه جهانی ایران نقش مهمی بازی کند
همانطور که رسما هم اعلام شده بود با همت نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۹۴ با ضبط اجرا های بسیار حرفه ای موفق به جلب نظر یکی از بزرگترین چشنواره های موسیقی جهان ( جشنواره بروکنر در اتریش) شدیم تا جایی که جناب اقای دکتر هاینس فیشر رییس جمهور کشور اتریش رسما اعلام کردند که در سال۲۰۱۶ یعنی ۱۳۹۵ کشور کره جنوبی و در سال ۲۰۱۷ یعنی۱۳۹۶ کشور ایران با ارکستر سمفونیک تهران چشنواره بین المللی موسیقی بروکنر را افتتاح خواهد کرد ،
اینجا باید متذکر شوم که اغلب کشورهای پیشرفته جهان در ارزوی چنین دعوتی هستند اما چرا وزارت فرهنگ و ارشاد ایران با معاونت هنری مرادخانی، مدیرکل دفتر موسیقی ، طالبی، و مدیر عامل بنیاد رودکی، اقای صفی پور و بهرام جمالی به اهمیت این چشنواره پی نبردند و این دعوت نامه پایمال شد، البته شاید این برنامه هم هیچ ارتباطی به اطرافیان گروه مافیایی خانه موسیقی پیدا نمیکرد.
مورد سوم چرا وزارت فرهنگ و ارشاد به وضع نا بسامان و بسیار بد هنرستانها از هر نظر و وضع بسیار بد استادان موسیقی رسیدگی نمیکند در صورتیکه اینها جزو مهمترین وظایف اولیه و پایه اصلی این وزارت خانه میباشند
، مورد چهارم بی توجهی وزارت فرهنگ وارشاد به هنرمندان بسیار موفق ایرانی در خارج از ایران و عدم جلب انان به همکاری در ایران
در اروپا، امریکا ، کانادا و چند کشور دیگر تعداد بیشماری موسیقیدان، پژوهشگر، نوازنده، خواننده، اهنگساز و رهبر ارکستر ایرانی بسیار حرفه ای و موفق وجود دارد در حالی که وزارت ارشاد با بی توجهی فراوان به این افراد فقط صرفا با دوستان یک گروهی که سالها برای موسیقی ایران سلطه داشته اند همکاری داشته است که اغلب انها از رزومه هایی دور از حقیقت برخوردار بوده اند
مورد پنجم عدم کنترل رزومه های هنرمندان از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد
این مورد بخصوص دغدغه تعداد زیادی از دانشجویان و یا فارغ التحصیلان واقعی خارج از ایران است که بارها برای بنده نیز نامه نوشته اند مبنی بر اینکه که در ۲۰ سال گذشته ( که اینترنت وجود نداشته) عده ای با رزومه هایی غیر واقعی و تقلبی از خارج از کشور به ایران امده و جای هنرمندان دیگری را که دارای مدارکی واقعی هستند گرفته اند
از جمله مواردی که بارها از جانب دانشجویان در مورد رزومه غیر واقعی چند خواننده، نوازنده، اهنگساز و رهبر ارکستر در روزنامه ها انتقادات و مستنداتی منتشر شده٬ میتوان به مشهور ترین انها ٬ رزومه اقای شهداد روحانی اشاره کرد. البته از انجایی که ایشان شاگرد من بوده و خودم ایشان را برای تحصیلات به خارج فرستادم و سالها نیز کمکشان کرده ام سعی داشته ام مستقیما در این مورد دخالت نکنم ولی اکنون که زیان این مسئله مستقیم روی جوانان ایرانی از جمله نوازنده ،اهنگساز و رهبر ارکستر داشته است ناچارم لب به سخن بگشایم.
متاسفانه با توجه به مستندات و مدارکی که در روزنامه ها منتشر شده و برای بنده هم فرستاده شده ثابت شده که اقای شهداد روحانی هیچوقت در اتریش و امریکا مدرکی در رشته رهبری ارکستر دریافت نکرده اند. ایشان در رزومه شان نوشته اند که سالها مدیر هنری و رهبر ارکستری بنام ارکستر سمفونیک کوتا بوده اند که متاسفانه با مدارک موجود ٬ این موضوع حقیقت ندارد و هیچ مدرک و برنامه ای هم از ارکستر سمفونیک کوتا پیدا نمیشود. ایشان عنوان کرده اند که مانند اغلب رهبران مطرح دنیا به ارکستر های مشهوری چون ارکستر فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونیک مینسوتا، سمفونیک کلرادو، سمفونیک سن دیگو، سمفونیک ایندیاناپولیس، سمفونیک نیوجرسی،و جوانان امریکا دعوت شده اند که البته با توجه به مدارک موجود همه ارکستر ها بدون استثنا جواب منفی داده اند . در اروپا هم بغیر از ارکستر زاگرب که بنده بعنوان مدیر هنری ایشان را برای موسیقی سبک دعوت کرده بودم ارکستر دیگری دعوت از ایشان برای رهبری موسیقی کلاسیک را تایید نکرده است ، بعقیده بنده ایشان که دارای یک پست مهم هنری دولتی میباشند ملزم هستند در رسانه ها با ارایه مدارک لازم به جوانان معترض پاسخگو باشند و یا این اتهامات را قبول کرده و معذرت خواهی کنند. با در نظر گرفتن رزومه هنری ایشان ٬ أقای شهداد روحانی از نظر حرفه ای صلاحیت ریاست یک ارکستر سمفونیک دولتی را ندارند
مورد ششم، رسیدگی بسیار جدی به وضع نابسامان ارکستر سمفونیک تهران با مقایسه با همین ارکستر در سال ۱۳۹۴
ارکستر سمفونیک تهران امروز چندین نوازنده را که در سال ۱۳۹۴ بخاطر بی انظباطی ٬ تنبلی ، کم کاری و یا ضعف در نوازندگی ٬ ارکستر را ترک کرده و در ازمون ۱۳۹۴ نیز شرکت نکرده بودند دوباره به ارکستر برگردانده و مجدد جای نوازندگان بسیار عالی را گرفته اند که در ازمونی با حضور داوران بین الملی مورد قبول واقع شده بودند
نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران بر خلاف سالها اظهار نظر غیرحرفه ای ٬ با استدلال این موضوع که اینجا ایران است و نمیشود مانند اروپا کار کرد در سال ۱۳۹۴ با موفقیت ثابت کرد ند که با نظم و ترتیب فراوان مانند تمام ارکستر های سمفونیک دنیا میتواند هر روز کار کرده و هر هفته با رهبر دیگری برنامه تازه ای را ارائه دهند.
در سال ۱۳۹۴ خود بنده شخصا ۱۶ اثر از اهنگسازان ایرانی را درکنار اهنگسازان مشهور جهانی رهبری و ضبط کردم و از ۱۲ رهبر ایرانی نیز بعنوان رهبر میهمان دعوت شد نصیر حیدریان ،،لوریس چکنواریان، شهداد روحانی، منوچهر صهبایی ، ایرج صهبایی،بردیا کیارس، فرهاد ماهانی، پیمان منصوری، بابک کاضمی، نادر مشایخی، فرنوش بهزاد، محمد شله چی
در صورتیکه در سال ۱۳۹۵ همین ارکستر با همان نام نه تنها نتوانسته است در ۱۲ ماه رپرتوار یک ماهه یک ارکستر های معمولی ( مثلا ۲۲ ارکستر ترکیه) را اجرا کند بلکه بعلت عدم تجربه و نداشتن رپرتوار رهبر ارکستر (شهداد روحانی) اغلب از قطعات بسیار مردم پسند و تکراری استفاده شده ( عوامفریبی و کلاه برداری خیلی از هم فاصله ای ندارند)
قطعه شهرزاد را هم که در اخرین کنسرت سال برای اجرا گذاشته اند ٬ سال گذشته اینجانب با ارکستر طی چند روز تمرین با بهترین شرایط برای اجرا در کنار ارکستر فیلهارمونیک چین آماده کردم که همانطور که شاهد بودید به نحو احسن اجرا شد.
سمفونی ۵ بتهوون و شهرزاد کورساکوف که باصطلاح از رپرتوار جهانی استفاده شده اند نیز هردو در سال گذشته در برنامه ارکستر اماده شده و اجرا شده اند
اقای شهداد روحانی تجربه و رپرتوار لازم برای موسیقی کلاسیک و ارکستر سمفونیک را ندارند
در صورتیکه این ارکستر هم از بدو افتتاح مانند ارکستر های دیگر جهان ٬ بر پایه شناساندن اهنگسازان بزرگ جهان به مردم و حمایت از اهنگسازن محلی بوده است. در هیچ کجای دنیا یک رهبر ارکستر دایم نباید از امکانات ارکستر برای رهبری قطعات خودش استفاده بکند.
ارکسترسمفونیک تهران با یک گروه نادان ٬ کم سواد و بدون تجربه در موسیقی کلاسیک مانند شهداد روحانی رهبر موسیقی از نوع سبک ، رئیس داخلی اقای محمد رضا صفی نوازنده ومدیر برنامه های شادمانی شبانه جشن های عروسی و غیره و کارمند اخراجی زمان بنده و با مسولیت رئیس دفتر اقای فرزاد طالبی مدیر کل نا آشنا با موسیقی ، علی اکبر صفی پورمدیر عامل ناوارد بنیاد رودکی ٬ بهرام جمالی مدیر عامل انجمن موسیقی نوازنده سه تار، محمد سریر،نوازنده اماتور پیانو و بدون تجربه ارکستری، داود گنجه ای نوازنده کمانچه، حمید رضا نوربخش خواننده بسیار متوسط سنتی ٬ کل این مجموعه را به یک ارکستری سرگرم کننده تبدیل کرده اند که از هدف اصلیش بکل دورشده است.
بطور کل موسیقی ایران را همین چند نفر تشکیل میدهند و دیگر هیچ.
بنده شخصا به هیچ وجه مخالفتی با موسیقی سبک و مردم پسند ندارم و انرا لازم هم میدانم ولی اعتقاد دارم در این راه هم باید حرفه ای تر عمل کرد. این نوع از موسیقی جایش در ارکستر سمفونیک دولتی نیست.
در صورت نیاز به این نوع از موسیقی ٬هستند کسانی مثل انوشیروان روحانی که یکی از با استعدادترین فارغ التحصیلان هنرستان موسیقی ملی بوده و از محبوبیت خاصی در قلب مردم برخوردار است اما متاسفانه تا انجایی که بنده اطلاع دارم ایشان همچنان ممنوع الکار هستند که این هم خودش قابل بحث میباشد.
ایشان هیچوقت فعالیت سیاسی نداشته اند ، فعالیت ایشان قبل از انقلاب فرق زیادی با افراد دیگری که امروزه در اطراف معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد فعالیت دارند ندارد بلکه ایشان فقط موفق تر و محبوب تر هستند.
مورد هفتم و مهمترین مورد، کم توجهی به ارکستر ساز های ملی ایران
یکی از بی توجهی های واضح وزارت فرهنگ و ارشاد عدم حمایت واقعی از یک ارکستر ساز های ملی ایرانی میباشد، ارکستری که اهمیتش برای چهره فرهنگی ایران به مراتب بالاتر از ارکستر سمفونیک و ارکستر به اصطلاح ملی میباشد در این راه در سال ۱۳۹۴ بنده با همکاری شبانه روزی دوستان عزیز اقایان اسماعیل تهرانی، حمید متبسم، سجاد پورقناد، و ده ها نوازنده ایرانی با موافقت و نظارت بنیاد رودکی ارکستر سازهای ملی ایران را تشکیل داده و با نظارت خود وزارت فرهنگ و ارشاد کنسرتی بسیار بسیار ایرانی و عالی تشکیل دادیم که مورداستقبال مردم هم واقع شد ولی متاسفانه این اقدام ملی و صد در صد ایرانی بعلت ماها عدم پرداخت دستمزد بسیار ناچیز نوازندگان از هم پاشید. لازم به یاداوری است که در این پروژه هم از گروه اقایان سریر ، نوربخش و گنجه ای استفاده نشده بود
با احترام فراوان
علی رهبری
وین

برچسب‌ها, ,
نظرات (بدون دیدگاه)